با بالا رفتن قیمت طلا، اجرت ساخت النگو و سرویسهای نو به ارقامی عجیب و غیرقابل هضم رسیده و همین مساله انگیزه خرید کارهای نو را از بین برده است. در نتیجه این وضعیت، بخش زیادی از مردم عادی پساندازهای خرد خود را به سمت بازارهای غیررسمی مانند طلای آبشده و مصنوعات دست دوم بردهاند تا شاید با فرار از هزینههای ساخت، گرم بیشتری طلا به دست آورند. اما این مسیر که در ابتدا یک تصمیم هوشمندانه و کمهزینه به نظر میرسد، در عمل تلهای خطرناک برای بلعیدن سرمایههای کوچک شده است.
واقعیت این است که خریدار معمولی سررشتهای از عیارسنجی ندارد و نمیتواند تفاوت طلای خالص با قطعهای ناخالص یا تقلبی را تشخیص دهد، مسالهای که میدان را برای سودجویان، انگهای نامعتبر، فاکتورهای جعلی و در نهایت مالباختگی خریداران باز کرده است.
از دیدگاه یک پژوهشگر جواهرات پایدار، ریشه این دردسرهای بزرگ در نوع چرخش ناقص و کنترلنشده طلا میان مردم است. در تعریف جهانی پایداری، استفاده دوباره از طلاهای کارکرده و ذوبی بهترین و پاکترین راه برای صرفهجویی در انرژی و کم کردن استخراج از معادن است، ولی این فرآیند یک شرط حیاتی دارد و آن هم ردیابی و هویت مشخص است.
وقتی طلای مستعمل از دست مردم به صورت زیرزمینی و نامطمئن دست به دست یا ذوب میشود، دیگر نه کسی از منشا واقعی آن خبر دارد و نه خریدار جدید از خلوص و اصالت آن مطمئن است.
در واقع چیزی که امروز در بازار ما میگذرد، یک چرخه بدون نظارت و پر از فریب است که در آن هم سرمایه مصرفکننده فدای تقلبهای فنی میشود و هم کارگاههای رسمی و استاندارد طلاسازی کشور به خاطر بیرونقی کارهای نو تا آستانه تعطیلی پیش میروند.
برای حل این بنبست، نه نیازی به برخوردهای قهرآمیز است و نه نصیحت مردم برای دوری از طلای دست دوم سودی دارد. تنها راهکار منطقی این است که کارگاهها و اتحادیهها نیاز واقعی مردم را بپذیرند و به جای جنگیدن با تقاضای طلای بدون کارمزد، بستر مناسبی برای آزمایش، مهر رسمی و شناسنامهدار کردن قطعات دست دوم بسازند.
به این شکل که طلاهای کارکرده در مراکزی معتبر با آزمایش دقیق تعیین عیار شوند، برگه آزمایش الکترونیکی و قابل پیگیری بگیرند و اگر نیاز به تمیزکاری یا تغییر سبک دارند، با اجرتی بسیار ناچیز در اختیار متقاضی قرار گیرند.
در این حالت خریدار با خیالی راحت هزینهای جزیی بابت اطمینان از اصالت جنس میپردازد و جلوی کلاهبرداریهای سنگین گرفته میشود، و از طرف دیگر کارگاههای ساخت نیز به جای قفل شدن در سرمایههای سنگین، با ارائه همین خدمات فنی و احیای طلا درآمدزایی پایداری پیدا میکنند.
پایداری در صنعت طلا چیزی فراتر از این نیست که با یک ساختار شفاف و باکیفیت، جلوی اتلاف ثروت مردم گرفته شود و چرخه مبادلات در کمال اطمینان بچرخد.




نظر شما